سمت سرسبزترین باغ سرازیر شدیم
سفره ی عاطفه وا بود خدا می خندید
سر این سفره نشستیم نمک گیر شدیم
ولی افسوس دل ما هوس گندم کرد
روی مشکوک ترین گستره تکثیر شدیم
این چنین بود که از قافله ها جا ماندیم
این چنین بود برادر که زمین گیر شدیم
سلام دوستان
بالاخره قالب مورد نظرم رو ساختم ساختم ساختم....
دو هفته اي است كه دنبال يه قالب مي گردم
كه به روحياتم جواب بده و حالا قالب
خط سوم رو مي بينيد كه صد البته پر از
اشكال هم هست اما اين اميد وجود داره كه بهتر بشه
اگه اونو دوست داريد ايميل بزنيد تا براتون بفرستم
حلقه ي وصلي ها هم اگر فكر كردن كاري از دست من
مي آيد در خدمتم حالا بهتره در موردش يه نظر سازنده بديد
ارادتمند........
خدا جونم سلام
راسيتش كارم بد جوري گير كرده و البته (با عرض شرمند گي)بعضي از اون كار بدستا
وقتي سفارش نامه مي خوان و من اسم شما رو مي آرم به رو خودشون نمي ارن
ولي مي خوان بگن كسي رو بگو كه ما هم بشنا سيمش . ولي خدا جونم غصه م نيست
چون بقول فروغ:
.....كور شوم اگر دروغ بگويم.....
....كسي مي آيد كه قد ش از درخت هاي خانه ي معمار هم بلند تر است
...و مي تواند تمام حرف ها ي سخت كلاس .سوم را بخواند
...كسي كه مي آيد و...
سفره را مي اندازد و نان را قسمت مي كند
و شربت سياه سرفه را قسمت مي كند...
و...هر چه را باد كرده با شد قسمت مي كند
و سهم ما راهم مي دهد
آره خدا جون جونم
وقتي رحمت تو مي آد در دلها باز ميشه تا دونه ها شو بشماريم. تبسم رو گونه ها گل مي كنه .
وقتي تو مياي غريبه ها آشنا مي شن اونجوري كه ترس ورت مي داره
حالا هم يه نسيم بفرست از اونايي كه تسبيح رو نه تو دست تو دل مي چرخونه
يه نم بارون به دلها بزن از اونايي كه بوي خاك تربت سجاده ي مادر م رو بلند مي كنه
غريبه هايي آشنا بفرست از اونا يي كه پشت ستا ره حلبي شون قلبي از طلا دارن
آره وسيله ش با خودت
حل همه ي مشكلات با خودت
ما مور و مسئولش با خودت
آرزو كردنش با من
فكر كنم معا مله اي از اين خدا يي تر نمي شه
قبوله خدا جونم؟؟؟؟؟؟؟؟
((شمارش معكوس آغاز شد منتظر اعلام نتيجه ي اين معا مله ي كاملا"دو طرفه باشيد))
رومن رولان جان شیفته
بايد قبل از رفتن خودم را جا بگذارم
اگر جاي پاي مرا ديگران نبينند من ديگر نيستم .
اما من نمي خواهم در تاريخ بي خاصيت باشم
و
عضو خنثاي تاريخ بشريت باشم
اگر امروز چيزي از خود م بجا نگذارم چه كسي در آينده از وجود من در گذشته با خبر خواهد شد ؟
بايد قبل از مرگ در چيزي چنگ بيندازم .بايد قبل از مرگ ناخن ها يم را در خاك فرو ببرم
تا وقتي مرا به زور روي زمين مي كشند
به يادگار شيار هايي بر روي زمين حفر كرده باشم. بايد.....
صفحه 10 روي ماه خداوند را ببوس مصطفي مستور نشر مركز
یه جور از خود بریدن
یه جور امید داشتن در عین ناامیدی
یه جور حس شنیدن صدای پای او
اونوقب ضرباهنگ هر گام تو رو زلال می کنه
اونجور که می تونی تو کف دستات خداوندو یا نه !خودت رو ببینی
می تر سی می لرزی بغضت می گیره
اوست؟ یا تو هستی ؟یا تو خود خود او هستی؟!

مهم نیست چه هستیم مهم اینه که تصویری واقعی از خودمون داشته باشیم اونوقت هیچوقت بازیچه نمی شیم
Anahitaدر پهلوي اناهيد /فارسي ناهيد /به معني (نا آلوده-پاك) اساسا"صفتي اردوي است.
اناهيتا (ناهيد)آبهاي نيرومند بي آلايش 4
به طور طبيعي بسياري از دين ها سرچشمه ي زندگي و باروري را به صورت موجودي مادينه تصور مي كنند. در ايران ايزد بانو" اردوي سورا" "اناهيتا"يعني آب هاي نيرومند /بي آلايش/سرچشمه ي همه ي آب هاي روي زمين است.
او منبع همه ي باوري هاست .نطفه ي همه ي نران را پاك مي كند.رحم همه ي مادگان را تطهير مي كند .
شير مادران را پاك مي سازد.در حالي كه در جايگاه آسماني خود قرار دارد سر چشمه ي درياي كيهاني است. او نيرو مند است و درخشان و آزاده و بالا بلند توصيف شده است.در خور آزادگي خويش تاج زرين هشت پره ي صد ستا ره اي بر سر دارد. جامه اي زرين بر تن و گر دنبندي زرين بر گردن زيباي خود دارد.
ادامه مطلب
فرقی نمی کند گودال آبی کوچکی
یا دریایی بیکران
زلال که بودی آسمان در توست
هیچوقت کلاه ایمنی یادتون نره
وقتي در حال گريه كردن بود يه فرشته اومد و ازش پرسيد: چرا گريه مي كني؟
هيزم شكن گفت كه تبرم توي رودخونه افتاده.
فرشته رفت و با يه تبر طلايي برگشت. " آيا اين تبر توست؟" هيزم شكن جواب داد: " نه. "
فرشته دوباره به زير آب رفت و اين بار با يه تبر نقره اي برگشت و پرسيد كه آيا اين تبر توست؟
دوباره، هيزم شكن جواب داد : نه.
فرشته باز هم به زير آب رفت و اين بار با يه تبر آهني برگشت و پرسيد آيا اين تبر توست؟
جواب داد: آره.
فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به او داد و هيزم شكن خوشحال روانه خونه شد.
يه روز وقتي هيزم شكن داشت با زنش كنار رودخونه راه مي رفت زنش افتاد توي آب. (هههههههه)
هيزم شكن داشت گريه مي كرد كه فرشته باز هم اومد و پرسيد كه چرا گريه مي كني؟
گفت: " اوه فرشته، زنم افتاده توي آب. "
فرشته رفت زير آب و با جنيفر لوپز برگشت و پرسيد : زنت اينه؟
هيزم شكن فرياد زد " آره " .
فرشته عصباني شد. " تو تقلب كردي، اين نامرديه "
هيزم شكن جواب داد : اوه، فرشته من - منو ببخش. سوء تفاهم شده.
ميدووني، اگه به جنيفر لوپز " نه" ميگفتم تو ميرفتي و با كاترين زتاجونز مي اومدي.
و باز هم اگه به كاترين زتاجونز "نه" ميگفتم تو ميرفتي و با زن خودم مي اومدي و من هم ميگفتم آره .
اونوقت تو هر سه تا رو به من مي دادي.
اما فرشته، من يه آدم فقيرم و توانايي نگهداري سه تا زن رو ندارم، و به همين دليل بود كه
اين بار گفتم آره.
صاحب مطلب این وبلاگهhttp://yatimkhoone.blogfa.com/
نظر شما چیه ؟چقدر احساساتی شدید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟//
دلیل آن که همه این آثار در یک جای قرار داشته این بوده که این محل بدون تردید از مکانهای مقدس ایرانی شناخته میشده زیرا آب مظهر پاکی و روشنانی فراوان از دل کوه بیستون به بیرون روان است و داریوش بزرگ به همین دلیل راه همچون شاههان مادی این مکان را برای کتیبه ارزشمند بیستون انتخاب نموده است
کتیبه داریوش بزرگ ( 486 - 521 قبل از میلاد ) در سه زبان پارسی باستان - عیلامی و بابلی در ارتفاع هفتاد متر بالاتر از سطح زمین بر دامنه کوه بیستون نقر ( حک ) گردیده است . داریوش بزرگ وقایع اولین سالهای سلطنت خود را و فتوحاتی را که در نوزده جنگ نصیب او گردیده بود مفصلا ذکر مینماید . طبق گفته دیودور مورخ یونانی نام اصلی بیستون بگستان ( به معنای جای خدا ) نام داشته است . متن پارسی باستان در 414 سطر و پنج ستون است . در زیر نقش داریوش بزرگ شاهده 9 نفر نافرمان که علیه شاه قیام کرده بودند و همگی آنها مغلوب شدند قرار گرفته است . در این کتبه که یکی از برزگترین اسناد تاریخی ایران زمین و جهان محسوب میشود داریوش خود را نهمین پادشاه هخامنشی مینامد . که اسامی نه شاه قبلی به شرح زیر میباشد . 1) هخامنش - 2) چیش پیش - 3 ) آریارمن - 4 ) ارشام شاه - 5) کورش کوچک جد کورش بزرگ - 6) کمبوجیه - 7 ) کورش دوم که به شاهنشاه بزرگ ملقب است - 8) کمبوجیه دوم ( فاتح سرزمینهای مصر ) - 9 ) و بالاخره داریوش بزرگ
ترجمه کتيبه داريوش شاه شاهان در قسمت گفتار شاهنشاهان آمده اس
ادامه مطلب
